چطور درآمد قهوه فروشی را بیشتر کنیم؟ یک نکته ساده که درآمدتان را 2 برابر می کند
برای بیشتر کردن درآمد قهوه فروشی، دو راز وجود دارد که یکیش را میدانید و یکیش را نه.
راز اول را شما می دانید: جای خوب.
تقریباً هر مغازه ای در بازار، اگر پاخور داشته باشد، نصف راه را رفته است و بلکه بیشتر.
اما همه نمی توانند در یک جای خوب مغازه بگیرند.
و اگر هم بگیرند، یا رقیب زیاد است، یا آنقدر اجاره اش بالاست که ممکن است کم بیاورند.
من در این آموزش می خواهم نکاتی را به شما یاد بدهم که قهوه فروشی موفق تری داشته باشید. چه جای خوب باشید و چه یک جای معمولی.
اول این مطلب به شما گفتم که رازی وجود دارد که شما نمی دانید.
آن راز موفقیت چیه؟
قبل از اینکه راز را به شما بگویم، یک سوال از شما می پرسم:
به نظر شما، سود یک قهوه فروشی در چیست؟
در فروش بالا.
درست است؟
بله. همه دنبال فروش بیشتر هستند.
برای یک بازاری، چی بهتر از اینکه مغازه اش پاخور داشته باشد.
اما همان طور که گفتم، همه کافه ها پاخور ندارند.
پس چطور باید فروش مان را بالا ببریم؟
باید مشتری ثابت داشته باشید.
باید کاری کنید که هر یک مشتری که بار اول به کافه شما می آید، بارها و بارها برگردد.
سود شما اینجاست.
بیایید یک مثال بزنیم.
فرض کنید شما در روز 5 مشتری جدید دارید. یعنی پنج نفر که قبلاً از شما قهوه نخریده بودند.
اجازه بدهید به این مشتریان بگوییم مشتری گذری.
فرض کنید امروز پنج نفر، فردا پنج نفر و هر روز همین تعداد مشتری گذری به مغازه شما وارد می شوند و قهوه ای می خورند و می روند.
اگر روزی پنج نفر مشتری گذری داشته باشید، در ماه می شود حدود 150 نفر.
اگر این 150 نفر هر کدام 5 هزار تومان به شما سود بدهند، می شود 750 هزار تومان در ماه.
خیلی کم است. نه؟
حالا فرض کنید، طوری شود که از هر کدام از این پنج مشتری، فقط 3 نفر هفته ای یک بار باز هم به مغازه شما بیایند.
یعنی از این 150 نفر مشتری گذری، نود نفرشان هر هفته به مغازه شما برگردند. که می شود چهار بار در ماه.
نود نفر ضربدر چهار بار در ماه ضربدر هر بار پنج هزار تومان می شود: 1،800،000 تومان!
بله.یک میلیون و هشتصد هزار تومان.
یعنی شما 750 هزار تومان را تبدیل کردید به یک میلیون و هشتصد هزار تومان. درواقع، درآمد شما بیشتر از 2 برابر شده (2/5 برابر)
چطور؟ با تکرار خرید.
یعنی شما کاری کردید که مشتریان گذری، به جای اینکه یک بار از شما خرید کنند، 4 بار در ماه خرید کنند (تازه همه آنها هم نه، فقط نصف آنها)
اما چطور؟ در ادامه به شما می گویم.
چطور مشتری تکراری و ثابت داشته باشیم؟
جواب این است:
فکر کن داری به برادر و خواهر خودت قهوه می فروشی!
تعجب کردید؟
برای اینکه از این حالت دربیایید، اول با دیدن کلیپ زیر، یک کمی لبخند بزنید:
بله
حرف ما همان حرف عباس توی گشت ارشاد است: فرض کن واسه خواهر و مادر خودت میخوای.
البته محترمانه اش می شود این: فرض کن برای برادر و خواهر خودت می خواهی 🙂
شاید بگویید: ما که این را خودمان می دانستیم. باید احترام مشتری را داشت.
دقت کنید که این نکته، فراتر از احترام به مشتری است.
وقتی برادر یا خواهر شما به مغازه تان بیاید، آیا شما فقط احترامش را حفظ می کنید؟
یا اینکه بهترین قهوه را برایش سرو می کنید؟
اگر قهوه مانده و کهنه باشد، از همان قهوه بهش می دهید؟
اگر خواهرتان درباره قهوه سوالی داشت، سرسری جوابش را میدهید؟ یا هر چی بلدید بهش می گویید.
مسلماً شما خواهر و برادرتان را دوست دارید و کاری می کنید تا راضی و خوشحال از مغازه برود بیرون.
این کار چه سودی دارد؟
بالاتر برایتان یک مثال زدم و دیدیم که اگر تلاش کنیم، مشتری های گذری را به مشتری ثابت تبدیل کنیم، درآمدمان 2 برابر می شود.
چطور مثل برادر و خواهر خودمان با مشتری رفتار کنیم؟
این دو چیز را به مشتری بدهید: احساسات خوب و اطلاعات خوب.
تمام.
1- احساسات خوب
خیلی ساده است.
مشتری یک انسان است و دوست ندارد با او خشک برخورد کنید. به او خوش آمد بگویید. لبخندی بزنید. حتی زورکی.
(می دانم قبمت دلار و بدهکاری ها و کرونا و وضعیت بازار، لبخند را از شما گرفته است. اما توی این گرانی ها، لبخند ارزانترین چیزی است که می توانیم به همدیگر بدهیم.)
مشتری دوست ندارد به چشم پول یا کارت بانکی به او نگاه کنید. به او خیلی ساده تعارف کنید؛ قابل ندارد.
او فقط نیامده که قهوه ای بخورد و برود. با او حرف بزنید، اگر او را می شناسید، حالش را بپرسید (البته اگر خودش آمادگی حرف زدن داشته باشد)
اگر مشتری قلبی بوده، نظرش درباره قهوه ای که قبلاً پیش شما خورده را بپرسید.
2- جواب سوالش را بدهید!
من فوق لیسانس دارم. مدتی هم مدرس بودم. سرزبانم بد نیست.
اما بارها شده که وقتی با یک فروشنده صحبت می کنم، به تته پته می افتم. انقدر که بد جواب آدم را می دهند.
باور نمی کنید؟
به این سوال و جواب فرضی بین فروشنده و مشتری دقت کنید:
مشتری فنجان قهوه در دست: ببخشید این قهوه کجاییه؟
فروشنده: برزیل
مشتری: یعنی رست بزریله؟ یا اینکه از برزیل وارد میشه و تو ایران رست می کنید؟
فروشنده: آره
مشتری: من قبلاً یه قهوه خوردم خیلی خوشمزه و خوش عطر بوده، گفته بود قهوه بزریله. شما میدونید چی بوده؟
فروشنده: نع
مشتری که از این سوال و جواب نتیجه ای نگرفته، مثل یک بچه ساکت و مودب، پول قهوه را حساب می کند و آرام از مغازه بیرون می رود. و دیگر هم برنمی گردد.
حالا بیایید خود را به جای این فروشنده بیحال بگذاریم و با چشم برادری به مشتری نگاه کنیم.
مشتری (فنجان قهوه در دست و طوری که انگار از طعم قهوه زیاد راضی نیست): ببخشید این قهوه کجاییه؟
فروشنده: این قهوه میکسه. برزیل و چند کشور دیگه.
مشتری: یعنی رست بزریله؟ یا اینکه از برزیل وارد میشه و تو ایران رست می کنید؟
فروشنده: تقریباً اکثر قهوه هایی که تو بازار می بینید وارد میشه و همینجا رست میشه.
مشتری: چه جالب… میگم من قبلاً یه قهوه خوردم خیلی خوشمزه و خوش عطر بوده، گفته بود قهوه بزریله. شما میدونید چی بوده؟
فروشنده: نمیشه اینجوری نظر بدیم. برزیل هم قهوه خوب داره و هم قهوه معمولی. معمولاً هم قهوه برزیل رو به صورت میکس میدن. مثل همین قهوه ای که داری میخوری.
مشتری: عجب
فروشنده (این بار فروشنده است که صحبت را ادامه می دهد. چون می داند که مشتری هنوز جوابش را نگرفته): راستی، قهوه ای که خوردی، خیلی تلخ بود؟ یا کمی هم به ترشی می زد؟
مشتری: آره یه کم ترش بود.
فروشنده: الان اینی که داری میخوری، یه خورده ترش تر باشه، بهتره برات؟
مشتری: آره دوست دارم.
فروشنده: پس بزار یه شات دیگه برات بزنم که ترشی اش بیشتر باشه. مهمان من.
مشتری: نه آقا. زحمت میشه برات.
فروشنده: اونو دیگه نخور. صبر کن…
حالا شما پیش بینی کنید که این مشتری با چه احساسی از کافه بیرون میزند؟
چقدر احتمال دارد دوباره برگردد؟
چقدر احتمال دارد که این قضیه را برای خانواده اش تعریف کند؟
چقدر احتمال دارد دفعه بعد با دوستش بیاید؟
این جوری که ورشکست می شویم!
قرار نیست هر بار قهوه مجانی بدهید. فقط یک بار برای آن مشتری این کار را می کنید.
تازه، قرار نیست همه از قهوه شما بدشان بیاید تا مجبور شوید هربار یک شات اضافی بدهید.
مهم این است که بدانید مشکل و خواسته مشتری چیست و کمکش کنید.
گاهی فقط با جواب دادن.
گاهی با راهنمایی کردن قبل از خرید.
و گاهی هم با یک شات اضافه. مهمان شما.
این جوری که از کار و کاسبی می افتیم؟
اگر مشتری شما آنقدر زیاد است که نه خودتان و نه شاگردتان نمیرسید این قدر برای مشتری وقت بگذارید، پس دیگر چه نیازی بود که این مطلب طولانی را بخوانید؟!
و اگر مشتری تان کم است و از درآمد پایین گله دارید، خب این راه را امتحان کنید. برایش وقت بگذارید. ببینید آیا حرف من درست از آب درمی آید یا نه. ببینید درآمد شما دوبرابر می شود یا نه.
من خیلی حرف زدم.
حالا نوبت شماست.
نظر شما درباره چیزهایی که گفتم چیه؟ پایین بنویسید ↓
من موافقم ، همیشه موقع خرید از فروشنده های خوش اخلاق و با حوصله سعی میکنم اون مغازه رو به خاطر بسپارم و حتی اگر دیگه خریدی از اونجا نداشته باشم همیشه با یه حس خوب از جلوش رد میشم و بالعکس
عالی بود تجربه خوبیه ممنونم
خیلی خوب بود
دقیقا من همینکارو میکنم
کافه ام یه جایه خیلی خلوته و هر کی میاد تو مغازه رو سعی میکنم نگهش دارم خیلی دقت کردم وقتی از مشتریام نظر میپرسم و بهشون حس مهم بودن میدم همشون برمیگردن
آفرین بر شما 👍
میشه راهنماییم کنید تازه میخوام کافه بزنم
خیلی مفید بود یه کاره ساده که شما پیشنهاد دادی خیلی به ما کمک میکنه
عالی و پر معنی یه لحظه رفتم جای مشتری اولی گفتم قهوه رو بریزم دومی گفتم اونجا دیگه پاتوق خودمه ❤️🫡☕️☕️
ساده مفید کوتا میگم
دمت گرم خیلی خوب بود
سلام
نظر من هم همینه
چون مشتری برای غذا خوردن و سیر شدن به قهوه فروشی نمیاد
کار ما دقیقا یه کار احساسیه و با احساسات مردم سرو کار داریم
تا زمانیکه نتونیم حس خوب به مشتری بدیم نمیتونیم موفق باشیم
حس خوب چه از نظر کیفیت چه دکور چه روابط اجتماعی ..
سلام آقای نوذری عزیز
مطالبتون یکی از یکی بهتره، خسته نباشید
میخواستم راجع به مسئله ای نظرتون رو بدونم، من از مشتری ای که پاشو از حدش فراتر بذاره خوشم نمیاد، به همه مشتری ها احترام میذارم ولی بعضی هاشون رو خودم می پرونم(البته محترمانه) و قید اون پول رو میزنم تا اعصابم راحت تر باشه، به نظرتون اشتباهه و باید به خاطر سودی که از جیب اونها به جیب من میرسه کنار بیام؟
سلام آقا احمد عزیز
درباره سوالت باید بگم اتفاقاً نکته ای گفتی که کاش خودم توی مقاله می گفتم 😉
اونم اینه که همه مشتری ما نیستند، یا مشتری مناسب ما نیستن.
و اتفاقا باید کاری کنیم که این نامشتریها اصلاً به مغازه ما نیان.
مثلا کافه ای که مخصوص خانواده هاست، باید کاری کنه که افراد مجردی که رعایت نمی کنن اصلاً پاشونو توی کافه هم نذارن
شما هم باید همین کارو بکنی. یعنی اگه تشخیص بدی که حضور این نامشتری نه تنها نفعی نداره، بلکه حالت رو هم بد میکنه، باید اونو دک کنی.
حالا اینکه چه جوری، دیگه بستگی به روحیه خودت و البته واکنش اون نامشتری داره.
پس جواب اینه که دک کردن نامشتری ها به هیچ وجه اشکالی نداره.
ایول داری بخدا
[…] […]
میخوام کافه بزنم ممنون میشم راهنماییم کنید
سلام تلفنی صحبت میکنیم 🙂
سلام شب شما بخیر
ممنون از مطالب خوب و کاربردیتون.
من میخوام کافه بزنم ولی دوست دارم آموزش ببینم که بهترین باشم آیا آبادان آموزشگاه داره؟
و آیا آموزشگاه تاثیری در بهتر بودن داره؟
سلام دوست عزیز
پیشنهادم اینه حتماً دوره برید و بعد از دوره هم تمرین رو قطع نکنید
آبادان رو خبر ندارم
از فنی و حرفه ای اونجا بپرسید
اگر نبود، میتونید با یک کافه صحبت کنید که خصوصی آموزش تون بده.
به به از این مطلب مفید. لذت بردم. ممنونم
عالی بود👌👌
سلام مرسی از وقتی که میزارید
من لازم دارم مشورت بیشتری ازتون بگیرم اگه براتون مقدور در مورد خرید وسایل مورد نیاز کافه تریا راهنمایی بیشتری بفرمایید
سلام دوست عزیز
پیشنهاد می کنم قبل از شروع، این کتابچه رو بخونید ↓
https://cafia.ir/download-ebook-start-cafe1/
پیج کافیا رو هم دنبال کنید کیل مطالب مفید داره↓
https://www.instagram.com/cafia.ir
اگه بعد از مطالعه کتابچه سوالی داشتید، آخر کتاب نحوه گرفتن مشاوره رایگان تلفنی را عرض کردیم.
درود 🙂 خیلی جذاب در عین حال مفید توضیح دادید .
در واقع امور خدماتی جملگی استوار بر رعایت موارد فوق هستند.
زنده باشید 🙂